شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷ - 2018 December 15
تاريخ : ۷ شهریور ۱۳۹۶ - ۰۸:۵۲ نسخه چاپي ارسال به دوستان

از فرخی یزدی تا ابراهیم یزدی/یادداشت:سام سکوتی بداغ

یزدی ها را بیشتر به سخت کوشی می شناسند و کویر را هم منبع الهام مردم یزد برای نهادینه شدن این ویژگی در شهر«بادگیرها»  بر شمرده اند، سخت کوشی و استقامتی که شاهد ادعا کم نداریم و تاریخ معاصر ما بدون یزدی ها لنگ می زند.
سردبیر روزنامه طوفان و شاعر اهل خرد که فکر جامعه ی زمان خود را محترم داشت و از ارامشی که معتقد بود جمشید جم هم نداشت دست کشید و بر علیه حکومت جبار وقت علم مخالفت برداشت و الم های فراوانی متحمل شد تا  آزادیخواهی را در دوران خفقان و رخوت سیاسیون ترجمانی یزدی ببخشد.
فرخی یزدی چندین روزنامه را منتشر کرد و «طوفان» هم که به نام فرخی پیوند خورده است بارها توقیف شد و با زندان های مداوم صاحب امتیاز چاپ ان وقفه های چندی به خود دید، این شاعر ازادیخواه در دو مجلس هفم شورای ملی از طرف مردم یزد حضور داشت و از مخالفان برجسته رضا شاه میرپنج در مجلس بود ، این شخصیت فرهنگی سیاسی بارها زندان طاغوت را تجربه کرد تا در نهایت در زندان «قصر»  بر مرکب چوبین نشست و سمفونی اخر خودش را برای دیوارها ی زندان «قصر» اجرا کرد.
ابراهیم یزدی هم تقریبا روند مشابه ای را طی کرد، سرپرست روزنامه ی کیهان بود( از یزدی تا شریعتمداری) روزنامه ی «راه» مصداق دیگر فعالیت مطبوعاتی مرحوم یزدی بود و در دوران تبعید امام هم هماهنگی بیشتر ملاقات ها با رسانه های خارجی و ترجمه مصاحبه ها و دیدگاه های بنیان گذار انقلاب توسط ایشان انجام می گرفت.
اولین وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران هم همچون سَلَف خود میله های سرد زندان را تجربه کرد اما اینبار نه در حکومتی که علیه آن مبارزه می کرد بلکه در نظامی که برای پیروزی ان متحمل زحمات فراوانی شده بود و در سالهای ۸۹ و ۹۰ دوبار بازداشت شد.
ابراهیم یزدی اگرچه نقدهایی به نحوه اداره ی کشور داشت اما هرگز نمی توان او را اپوزیسیون نظام تعریف کرد و در بیشتر انتخابات ها نقش مهمی در تشویق مردم به حضور در پای صندق های رای داشتند ، کاری که به نظر می رسد یزدی ها در ان هم تبحر قابل توجهی دارند.
روح تمامی ازادی خواهان جهان قرین صلح و ارامش باشد و راهشان پر رهرو و امید انکه با بزرگان کشورمان مهربان تر از انی باشیم که تا امروز بوده ایم زیرا که دوست ندارم قبل دلجویی از بزرگی ناگهان بانگی بر اید خواجه مرد.
گفت کسی خواجه سنایی بمرد
مرگ چنین خواجه نه کاریست خرد
گنج زری بود در این خاکدان
کو دو جهان را بجوی می‌شمرد
قالب خاکی سوی خاکی فکند
جان خرد سوی سماوات برد



بدون دیدگاه

نظر شما چیست

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.